تبليغاتX
زمستان نامه
زمستان نامه

هنگامی که تو به آسمان خودت فرا می شوی من به دوزخ خودم فرو می روم!

نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 13:59 توسط زمهرير| |
کسیکه گفت به گل نسبتیست روی تورا

فزود   قدر  گل  و   کاست  آبروی  تو را

گرم بیایی و پرسی چه بردی  اندر  خاک

زخاک  نعره  بر  آرم  که   آرزوی  تو   را

زخاک  نعره  بر  آرم   که  آرزوی  تو   را

نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 13:47 توسط زمهرير| |
این چه عشقیست که در دل دارم

من از این عشق چه حاصل دارم

می گریزی زمن و در طلبت

باز هم کوشش باطل دارم

                    باز هم کوشش باطل دارم

                    باز هم کوشش باطل دارم

                    ...............................  

نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 13:36 توسط زمهرير| |
وقتی همه چیز بد است

آدم نمی تواند به هیچ چیز معتقد باشد

                                         کریستین بوبن

نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 13:31 توسط زمهرير| |
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد .این درد ها را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما"عادت دارند که این درد های باور نکردنی را جزو اتفاقات وپش آمدهای نادر وعجیب بشمارند واگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری وعقاید خودشان سعی می کنند آن را بالبخندی شکاک وتمسخر آمیز تلقی کنند .من می ترسم که فردا بمیرم وهنوز خود را نشناخته باشم زیرا در طی تجربیات زندگی به این مطلب برخوردم که تا ممکن است باید خاموش شد وچه ورطه ی هولناکی میان من ودیگران وجود دارد ...

بوف کور .صادق هدایت

نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 14:50 توسط زمهرير| |