هنگامی که تو به آسمان خودت فرا می شوی من به دوزخ خودم فرو می روم!
نمي دونم چي در اين مورد بايد نوشت اما فكر مي كنم دقيقا" همينطوره ,يعني دوست داشتن از عشق برتره. اصلا" بي خيال...! ّ ّ ّ ّ ّ ّ ّ ّ ّ ّ ّ ّ ّّّّّّّ ّ ّ ّ ّ ّ ّ پ.ن: با دلم گفتم برگرد براي رفتن فكري بكنيم! تقدير من,تقدير همه كس نيست.من,خسته خفته ام. دنيا در خواب نيست,من فرو مي روم. دنيا بر مي آيد. براي چه پشيمان بايد بود؟ براي همه ي آنچه از دست رفته است؟ يا براي آنچه به دست آمدني نبود؟ ويا براي قصه اي كه در پايانش رسيديمو هيچ كس درباره ي آغازش سخني نگفت؟
نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت
13:3 توسط زمهرير| |
نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت
13:10 توسط زمهرير| |

