تبليغاتX
زمستان نامه
زمستان نامه

هنگامی که تو به آسمان خودت فرا می شوی من به دوزخ خودم فرو می روم!

 

 

هرگز

دلم نخواست بگويم :

                      هرگز

 

مرگ از طنين هرگز مي زايد

اما هميشه

از ريشه ي هميشه مي زايد

رفتن

هميشه رفتن

حتي هميشه در نرسيدن

رفتن‍ !

پس كجاست ياد داشت هاي درد جاودانگي....؟‍!

نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 15:32 توسط زمهرير| |
حضور تو متراکم است

و اسارت گر و رحم افزا

 

و همه ی من

در حضور تو

                         ساکن است.

 

 

در بند کردن رنگین کمان/غاده السمان

نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 19:33 توسط زمهرير| |