تبليغاتX
زمستان نامه
زمستان نامه

هنگامی که تو به آسمان خودت فرا می شوی من به دوزخ خودم فرو می روم!

 

كودكي ام كجاست؟

آيا هنوز در من است يا رفته؟!

آيا مي داند كه هر گز دوستش نداشتم

و او هر گز دوستم نداشت؟!

چرا چنين وقت صرف كرديم

كه فقط بزرگ شويم و جدا شويم؟!

چرا هر دو نمرديم,

وقتي كودكي ام مرد؟!

و چرا اسكلتم دنبالم مي كند

اگر روحم سقوط كرده؟

" پابلو نرودا"

اگر چه حرف زياد بود يا همون مزخرفات اما ...

يخ كرده ام اما نه از سوز زمستان!!!!!!
نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 15:41 توسط زمهرير| |