هنگامی که تو به آسمان خودت فرا می شوی من به دوزخ خودم فرو می روم!
من ص خودم : خاموشی بیش از پیش را که محتاجم ا محتاجم ا اغماء انعکاس موجود خاموش محتاجم بود باید به ارتباط بدهم. و د وجود د چیزهاست این سایه ی روح محتاجم و ی شراب تلخ من و دیگران ک باید سایه ی خودم من است! ر جلوه ؟ ق می کند زندگی ت هولناکی محتاجم چه بو ف ورطه ی ه برزخ بیداری باید که تا ممکن است گلوی خشک سایه بهترین بگویم گمان خواب دارد پ . ن : ۱ . قفس گشودی و اختیار بخشیدی همین که ازقفست پرزدم زمین خوردم ۲ . نوزده فروردین.
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت
14:12 توسط زمهرير| |
