هنگامی که تو به آسمان خودت فرا می شوی من به دوزخ خودم فرو می روم!
قصد من فريب خودم نيست دلپذير قصد من فريب خودم نيست. اگر لبها دروغ مي گويند از دست هاي تو راستي هويداست و من از دست هاي توست كه سخن مي گويم! احمد شاملو به نظر مياد كه تا دنيا دنياست تا هستم يه مرده يه مرده ي سرد و بي حس و حركت تو اين خونه تاريك با من مي خواد باشه. زندگي من مربوط به همه ي هستي هايي مي شه كه دور من هستن به همه ي سايه هايي كه در اطرافم مي لرزن و وابستگي عميق و جدايي ناپذير با دنيا و حركت مو جودات و طبيعت رو برام به وجود آوردن و به وسيله ي رشته هاي نامريي جريان اضطرابي بين من و همه ي عناصر طبيعت بر قراركردن. هيچ فكر و خيالي به نظرم غير طبيعي نمياد. من قادرم به حماقت ازلي اشكال و انواع پي ببرم. من به درك اما اون چطوري مي خواد از زندان آينده فرار كنه؟
واين منم زني تنها در آستانه ي فصلي سرد در ابتداي درك هستي آلوده ي زمين و ياس ساده و غمناك آسمان و ناتواني اين دست هاي سيماني! نجات دهنده در گور خفته است و خاك خاك پذيرنده اشارتي است به آرامش. من سردم است من سردم است و انگار هيچ وقت گرم نخواهم شد. فروغ فرخزاد
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت
12:28 توسط زمهرير| |
